
دیروز برای یه مشکل کامپیوتری دست به دامن گوگل شدم که عاقبت هم حل نشد. ولی پیشنهادهای گوگل وقتی میخواستم کلمه مشکل رو تایپ کنم جالب بودند. تصویر گویاست و شرح نمیخواد.

دیروز برای یه مشکل کامپیوتری دست به دامن گوگل شدم که عاقبت هم حل نشد. ولی پیشنهادهای گوگل وقتی میخواستم کلمه مشکل رو تایپ کنم جالب بودند. تصویر گویاست و شرح نمیخواد.

دیشب یک پرنده ی کوچک سیاهِ سینه سپید (اسمشون ساره؟) روی درختِ نمیه لختِ پشت پنجره اتاقم خوابیده بود! توی اون باد و سرما شاخه ای رو برای خودش پیدا کرده بود که کمتر تکون بخوره و خودش رو حسابی پف کرده بود و شده بود اندازه یه توپ هند بال! صحنه ی خیلی قشنگی بود برای عکس گرفتن ولی نتونستم چیز خوبی بگیرم! عوضش یک عکس از دختری که گوشه ی حیاظ سیگار میکشید گرفتم و فکر کردم عجب عکسی گرفتم! ولی توی صفحه ی مانیتور تازه متوجه شدم که اصلا اون چیزی که می خواستم نیست! پس تصمیم گرفتم بیفتم به جون عکس و یه ذره ادیتش کنم! با مخلوط کردن چند تا اکشن و دستکاری های دیگه اینی شد که این بالاست! اصولا عکس ادیت کردن سه تا چیز اساسی میخواد:
1 -دانش فتوشاپی (یعین همه ی فیلترها و ایفکت ها و تنظیماتشون و غیره رو بشناسی
2- ذوق و خلاقیت و ایده
3- اعصاب و حوصله و علاقه
اگر اولی رو نداشته باشی هم با دومی و سومی هم میشه یه کارایی کرد ولی آزمون و خطاست دیگه!
اگر به فتوشاپ علاقه دارید حتما این صفحه رو ببینید؛ 100 تا تمرین خوب فتوشاپی داره. مثلا من از اینجا فهمیدم که چقدر خنگم که فکر میکنم همه عکسهای اینطوری ای که توی فلیکر میبینم از قِبل دوربین و عکاسه! نگو از این ادیتا میکنن! بعدشم یه سری به DeviantArtِ دوست داشتنی من بزنید که کلی اکشن خوب هست توش و یه عالمه چیزهای بدردبخوره دیگه!
پ.ن. خدائیش اگر کسی یک دهمِ من هم وقت گذاشته بود واسه فتوشا| تا حالا یه چیزی شده بود! من همه ش چهارتا ابزار بلدم و هیچ چیز جدید یاد نمیگیرم! خجالت داره!

دریاچه یخ زده
دیروز توی اون پارک یخ بسته ی خلوت من تنها نبودم! سه نفر دیگه هم بودند که برای پرنده ها غذا آورده بودند! آدم احساس خوبی به ش دست میده اینجور چیزها رو میبینه!
دیروز تقریبا اولین چیزی که توی مرکز شهر ادینبرا توجه م رو جلب کرد تصویر بالا بود! من نمیدونم دیگه کجای دنیا میشه همچین صحنه ای دید! محصور کردن یک بنای تاریخی (حالا می خواد حتی 200 ساله) با یک سری چر و فلک و اسباب بازی های مدرن و البته نه چندان زیبا!! تقریبا برام غیر باور بود خراب کردن اون منظره! برای همین یک ناخونکی به اینترنت زدم ببینم چیزی در این مورد هست یا نه. در زمان های مختلف توی عکسهای مختلف منظره فرق میکرد! تا جایی که من پی بردم این چرخ و فلک ها انگار نزدیکهای کریسمس فقط سر و کله شون پیدا میشه و بقیه ایام سال نیستن! اما همینم یخورده عجیب میزنه که اون حجم عظیم اسباب بازی ها هی از اینور به اونور منتقل بشه!! به هر حال من که نفهمیدم دقیقا موضوع چیه!