دیروز بالاخره همت کردم و رفتم زیر زمین و از اون اتاقک زیر پله جاروبرقی رو دو طبقه حمالی کردم بالا تا کف اتاقم رو تمیز کنم. با اینکه جارو برقیِ سنگین بود و اذیتم کرد تا ببرم و بیارمش و فکر کنم حداقل تا یک ماه دیگه سراغش نرم ولی دلم به حالش سوخت! انگار قیافه ی مظلومی داشت! به عکسش نگاه نکنید، خودش خیلی مظلوم تر بود! شایدم بخاطر این بود که من رو یاد Wall.E این موجود دوست داشتنی انداخت! بعد یادم اومد که اینجا یک یادداشتِ درفت دارم مال همون موقع ای که فیلم رو دیده بودم. رفتم که کاملش کنم ولی دیدم که خوب حال و هوای اون موقع خیلی فرق داشته و زیاد جزییاتی یادم نمیاد که خوب درباره ش بنویسم. اما فعلا اینجا رو بخونید و از من میشنوید اگه تا به حال این کارتون رو ندیدی ببینید که یک چیز دیگه ست! با کمترین دیالوگ بیشترین تاثیر رو روی مخاطب میذاره!

وال.ای واقعآ شاهکار هستش.
پیش ما بیا درباره انیمیشن مینویسم.
salam doste aziz khaste nabashi rozaneh haye jalebi ra neveshti bemanam sari bezan o aksama bebin