چمن در چمن!

2 09 2008

دیروز با دو تا از اراذل به بهانه ای جیم شدیم و رفتیم تک خوری! پیتزا چمن دو تا پیتزا خریدیم و رفتیم یه جایی توی چمن های پارک نیاوران نشستیم و شروع کردیم به خوردن. یه کلاغی هم اومد همون دو رو بر ما و هی راه میرفت، بی سر و صدا! یه تیکه از نون براش پرت کردیم و دیدیم با چه ولعی خورد. یه تیکه دیگه پرت کردیم و باز از اشتهاش ذوق کردیم! به چند ثانیه نکشید که یک کلاغ شد بیست و پنج کلاغ! بدون اینکه هیچ صدایی از هیچکدوم در بیاد! اینقدر هم باهوش جهت یابی میکردن و به هر طرفی که براشون پرت میکردی میرفتن که ما اصلا از شدت جو زدگی نفهمیدیم کی دو – سه قاچ پیتزا مهمونشون کردیم! تازه اینقدر هم سرمون گرم بود که تازه بعد از اینکه پاشدیم و آشغالا رو انداختیم دور یادمون اومد که یه عکسی هم از صحنه به یادگار بگیریم. ولی دیگه پراکنده شده بودن و فقط 8 تاشون تو عکس معلومن! عکس هم با موبایلِ یکی از اراذلِ  و من نگرفتم. خلاصه که هنوز تو کف هوش و تیزبینیِ کلاغ هام! بیخود نیست که می گن آدم دفن کردن رو از کلاغ ها یاد گرفته!


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

27 09 2008
کبوتر « دیروز

[...] های Eldon Squer داشتن از خوراکی شون به کبوترها میدادن یاد کلاغ های پارک نیاوران و این وبلاگ افتادم! گفتم بیام و بعد از این همه مدت اعلام [...]

بیان دیدگاه