پیشیِ کباب خور!

9 08 2008

دیروز که رفته بودیم دَدر موقع ناهار یه مهمون ناخونده داشتیم! اینهمه آدم اونجا بود، گیر داده بود به ما دو نفر! شاید چون ما قبل از همه دیدیمش که زیر یکی از میزهای رستوران قایم شده بود تا در یه فرصت مناسب بیاد بیرون! رو میزی ها و روکش صندلی ها اونقدری بلند بود که خیلی راحت زیر میزها مخفی بشه و تقریبا هیچ کس متوجه ش نشه! شاید هم فکر کرده بود که فامیلاشو دیده! :P به هر حال اینقدر نگاه کرد و آب دهنشو قورت دادو دور لبش رو لیس زد که هر دلِ سنگی آب می شد! ما هم کم به ش نرسیدیم! کباب بره ش رو که خورد و سیر شد، دنگش رو که نداد هیچ (مهمون ما) حتی یه تشکر خشک و خالی هم ازمون نکرد! نه میویی! نه دم تکون دادنی! نه یه نگاه مهرآمیز! رفت که رفت! خدا پشت و پناهش! :D این گربه ها با وجود اینهمه بی وفایی و این اخلاقاشون هیچ وقت مهرشون از دل من نمی ره! :D


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

11 08 2008
سال‌های ابری

زنده باد اون تگ گربه :D

دیدگاه‌تان را بنویسید: