دیروز که رفتم سر ایستگاه با صحنه ی بالا مواجه شدم! چندتا سرنگ یه طناب که حتما برای بستن بازو و پیدا کردن رگ ازش استفاده شده، چندتایی ته سیگار و چندتا آت اشغال دیگه دور و بر یه کارتن هفته ی پیش هر روز صبح میدیدم یه نفر اون زیره و یه پتوی کهنه هم کشیده روش و فقط یه توده دیده می شد! مطمئنم که سرنگ ها رو هم از توی زباله های بیمارستان روبرو پیدا کرده! چه نکبتی داره یه همچین زندگی ای! آخر بدبختیه! چنین معضلاتی توی روز روشن دیده میشه ولی با اینحال اینهمه هزینه میشه و نیرو بسیج میشه که دخترای مردم رو بگیرن و آزار بدن! چی میشه گفت؟

داغ شدم…کارتن برای مقطع راهنمایی و متعلق به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است!
جناب سوشيانت ابن يه كارتنه كه ميتونه از توي آشغال پيدا كرده باشه ارتباط اين با كانون چيه؟
كانون از اين كارتن ها كه توش كتاب يا سرگرميه زياد داره چرا داغ شديد؟ نفهميدم.