
دیروز هوا و آسمون یاری ندادند که آرزوی پائیزه م (!) تحقق پیدا کنه! نیمه دوم سال خورشید جای خوبی غروب می کنه! از خونه دیده می شه! این چند روز اخیر هم بخاطر ابری بودن هوا دم غروب منظره های قشنگی بوجود میومد که تمام ش رو تو مسیر میدیدم و حسرت میخوردم که چرا وقتی میرسم خونه دیگه خورشید کاملا رفته پشت کوه ها و نمی تونم عکس بگیرم!
حالا عدل همون تنها روزی که من تونستم غروب رو تو خونه باشم باید هوا آلوده و آسمون غبارآلود و خالی از ابرای قشنگ باشه! گرچه به هر حال عکسکی گرفتم که نگرفته از دنیا نرم! حالا در این عکس چیزی مشاهده میشه که اگه یه قرن پیش بود خیلی حال می داد! میشد سوژه روزنامه ها! مشاهده ی سه شیء پرنده ی ناشناس در آسمان تهران!
) ولی الان دیگه دیدن پرنده ها اونقدر عادیه که به شون نگاه هم نمی کنیم! اما خوب وجود سه تاش با هم که به یه جهت می رن به نظرم هنوز میتونه جالب باشه! خلاصه اینکه عنوان یادداشت سر کاری بود! ولی عین حقیقت بود!


دیروز یک برنامه ای رو میخواستم که مدتی بود باهاش کار نکرده بودم و از لیست Frequently Used Programهای منوی شروع حذف شده بود و باید می گشتم از توی لیست همه برنامه ها پیداش می کردم. فکر کردم که چقدر این لیست ده برنامه ای رو که بیشتر استفاده می شن دوست دارم!! کلا هر چیزی رو که به شکلی اعمال و رفتار آدم رو ثبت و ضبط می کنه دوست دارم، مخصوصا که بدون دخالت خودت باشه. خیلی راحت با مراجعه به اینجور دیتاها می تونی یه تحلیل از خودت در یک بازه زمانی مشخص بدست بیاری.

