دیروز وبلاگ های خالق آقای اوف رو به یک دوستی معرفی میکردم. چقدر من سادگی این کاراکتر را دوست دارم. ایده ها و دید خالقش را هم! یاد قورباغه های بهاره می افتم؛ هفت سال پیش، بعدها چقدر بدون کپی رایت از قورباغه هایش استفاده کردم!
چند سال پیش خیلی تلاش کردم یک کاراکتری برای خودم خلق کنم! ولی دید هنری ام و خلاقیتم آنقدری نیست که ثمری بدهد. این کار را مثلا می خواستم با استفاده از Studio 3D Max انجام بدم و گرنه کاغذیش را خیلی سعی کرده ام به دنیا بیاورم! انیمیشن هایی را هم که به همین شکل خیلی ساده متشکل از یک کاراکتر و چند شکل دیگر هستند را هم خیلی میپسندم. این آقای اوف پتانسیل خوبی دارد برای پیشرفت کردن! حالا که پای خانم گرین هم به زندگی اش باز شده! جالبی خانم گرین اینه که روسری و مانتو داره! معلومه که خالق یه فکرهایی برای آینده داره!

خيلي عجيبه ديشب با سپينود حرف همين آقاي اوف بود. امروز سپينود لينكش رو براي من ايميل كرده و حالا من از كنتور وبلاگم سر از اين جا درآوردم. آدم گاهي خيال ميكنه اين جا هم مثل دنياي واقعي، مثل كلاس درس، مردم هم فكراشونو پيدا ميكنن. تكراري شده اين جمله اما من با صداقت ميگم كه از ديدن وباگتون خيلي خوش حال شدم
[...] مورد نظرم رو لااقل به صورت دو بعدی هم که شده زنده کنم. همون قورباغه های بهاره که از 7-8 سال پیش بجا موندن. جای شما خالی همینجا سر میز [...]