دیروز یک ساندویچ مشتی خوردم! من وقتی گشنه باشم و چیزی برای خوردن حاضر و آماده نباشه، هر چی هست رو با هم قاطی میکنم و میخورم! دیروز هم که از سر کار اومدم با توجه به اینکه ناهار نخورده بودم (نه که ماشالله هیچی هم نخورده بودم!!!) میل شدید به خوردن داشتم! کباب شامی داشتیم که مامان خانم با گوجه و کاهو گذاشت لای نون ساندویچی! اما من که به این قانع نبودم! پس یه سری خرت و پرت بهش اضافه کردم؛ پنیر + زیتون پرورده ی درست و درمون + انار(!!! بله انار دون شده توی یخچال بود، ترش و قرمز!) تازه نون ش هم که از این نون باگت های معمولی نبود! باگت خپل همبرگری سیاه؛ سبوسه! و این ساندویچ خوردن داشت، جای همه خالی! آخرش یه ساندویچی میزنم که منوش رو هیچ جا نشه یافت!
پ.ن.1. واضحه که عکس مال من نیست! خوب دیروز که نمی دونستم همچین وبلاگی قراره بزنم که بخوام از ساندویچ م عکس بگیرم! عکس رو از اینجا برداشتم:
http://www.flickr.com/photos/nightmares_and_fairy_tales/664562272
دستور تهیه ش هم داره! ولی مال منو امتحان کنید، خوشمزه تره!
پ.ن.2. ساندویج درسته یا ساندویچ؟
